تبلیغات
::روزنوشت های یک بلاگر جوان:: - مطالب دکتر علی شریعتی
 
::روزنوشت های یک بلاگر جوان::
...و نفس تو کودک توست
درباره وبلاگ


بلاگر جوان همچون شما یک شهروند الکترونیکیست که ترجمه ها، نوشته های خود یا نوشته های زیبای دیگر عالمان، خاطرات و دغدغه های دیار ذهنش را برای دیگر شهروندان این شهر به رشته ی تحریر در می آورد و جستجوگریست در مسیر شدن...

مدیر وبلاگ : نمی دانم
نویسندگان
نظرسنجی
آیا وبلاگ به راحتی برای شما بارگذاری می شود؟؟؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بنام خدا
غم با غصه فرق دارد. من اگر از کمبود رتبه ام ناراحت باشم، این غصه است، غم نیست. غم از حد شادی و غصه بالاتر است. همانطور که فیلم های تراژدی با فیلم های غصه دار فرق دارد. غم آن حالت عمیق و جدی و پر کشش و طنین را می گویم که انسان در حالتی که از همه ی هستی و خودش و رابطه ی خودش را با عالم مورد تامل قرار داده، در روحش ایجاد می شود. کمبودهای مبتذل روزمره غصه به وجود می آورد و کمبودهای متعالی غم را و هر دو خواستن، نیاز و تلاش برای رسیدن را به وجود می آورد. غصه تلاش رسیدن به کمبودهای روزمره ی مبتذل و غم نیازهای عالی (مذهب، عرفان و...) و تلاش های در آن حد را به وجود می آورد.
از کتاب معارف اسلامی دکتر علی شریعتی
پ.ن: صحبت دکتر شریعتی بسیار زیباست فقط به نظر نویسنده ی این وبلاگ آنچه را که دکتر شریعتیِ عزیز در یک حالت عام و کلی "کمبودهای مبتذل" نامیده اند و آن را علت ایجاد غصه می دانند کمبودهاییست مانند گرسنگی، تشنگی، نیاز به نظافت، نیاز جنسی و نیازهای مادی دیگری از این دست که چنانچه نیاز انسانی در این ابعاد تجربه و برطرف نشود قطعا هیچ انسانی به مرحله ی غم و دیگر نیازهای متعالی وارد نخواهد شد. در هر صورت فکر نمی کنم تمام کمبودهای جسمی و روحی روزمره ی یک انسان بیهوده و مبتذل باشد وقتی آفریده ی آفریدگاریست که حکیم مطلق است.




نوع مطلب : دکتر علی شریعتی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 20 اسفند 1392
نمی دانم
به نام خدا

روشنفکر کسی است که مسائل را سطحی (یک جانبه) نمی نگرد.

اساسا این ضابطه بدضابطه ای است که ما برای روشنفکر و مرتجع ساخته ایم، به این معنی که عقاید موجود را-به همان شکل خرافی که هست-کسانی که باور دارند مرتجع اند و آنها که باور ندارند و مطلقا می کوبند، روشنفکر.روشنفکر کیست؟

در حالیکه، ضابطه را باید این گرفت که عقاید موجود را در میان توده-آنها که بهمان شکل منحط مسخ شده خرافیش می فهمند و باور- دارند مرتجع و ناآگاه و عامی اند و آنها که ریشه اصلی آن را می شناسند و تحولها و زیاده ها نقصان هائیکه در طول تاریخ در آن راه یافته و عوامل و علل مختلف سیاسی، سنتی، فرهنگی، اقتصادی و طبقاتی آنرا بررسی و تحلیل علمی و تاریخی و جامعه شناسی می کنند و دستهایی را که در این دگرگونیها و انحرافها در کار بوده اند و هستند پیدا می نمایند و صورت ذهنی فعلی و نقش عینی اجتماعی آن عقاید را ارزیابی می کنند و آنرا با حقیقت راستین و نخستین آن-که با تحقیق و پی گیری و موشکافی آگاهانه و صبور علمیو بیطرفانه کشف کرده اند-می سنجند روشنفکرند و آنگاه اگر این دریافت و شناخت درست خویش را بکوشند تا به جامعه گرفتار و فریب خورده و منحط خویش ابلاغ کنند و شکل ساخته شده ی مسخ شده ی آن عقاید را در-ذهن مردم عصر خود بشکنند و روح حقیقی آنرا آشکار سازند و در این راه که هدفش آگاهی مردم و احیای حقیقت است تلاش و مبارزه و هوشیاری و صبر و دلاوری و گستاخی و فداکاری و ایمان و اخلاص- که این همه باید تا به جایی برسد-نشان دادند آنگاه می توان گفت که روشنفکر مسئول اند وگرنه به این شکل که الان در جامعه ما هست روشنفکر همان اندازه بی اثر و بی نقش است که مرتجع ناآگاه چه هر دو یک تصویر ذهنی مشابهی از مذهب، خدا، اسلام، قرآن، حج، نیایش، توسل، توکل، معاد، آخرت، شفاعت، امامت، علی، حسین، فاطمه، انتظار، آخرالزمان و غیره دارند یعنی مثلا هم مومن منحط شفاعت را اینگونه می فهمد که : فردی که طبق حساب و کتاب خدا و قوانین و مقرراتی که اسلام برای نجات و پاداش در دنیا یا آخرت گذاشته، شایستگی و استحقاق نجات ندارد بلکه محکوم و مقصر است اما می تواند با متوسل شدن به یکی از شخصیتهای متنفذ و مقرب در دستگاه خدا-از طریق گریه و دعا و نذر و اطعام و زیارت و اظهار محبت و ارادت به یکی از عزیزان خدا نظر او را به خود جلب کند تا از خدا بخواهد که استثنائا قانون کلی را شامل این فرد مکن و حکم را درباره اش  اجرا مساز و حتی به او پاداش کاری را بده که نکرده است مثلا برای هر که در راه حق و برای اجرای فرمان خدا و نجات مردم و استقرار عدالت از همه چیزش بگذرد و جهاد کند و جانش را نیز ببخشد ثواب یک شهید تعیین شده است و از میان همه شهیدان بازبرای شهیدان بدر حق بیشتری معین شده ایت زیرا موجودیت و شرنوشت اسلام مطرح بوده است بنابراین طبق قانون برای کسب این جایزه باید جان داد و برای بدست آوردن پاداش ویژه شهیدان بدر ناچار باید یکی از آنها بود اما یک تبضره هم دارد که نشان می دهد که بدون زحمت جنگ و خطر شهادت و رسیدن به مقام فکری و آمادگی روحی این انسان مجاهد جانباز می توان با یک کلک خاصی به همان پاداش رسید و در صف همان شهیدان قرار گرفت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتر علی شریعتی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، روشنفکری، پدر! مادر! ما متهمیم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 14 بهمن 1388
نمی دانم