چهارشنبه 14 بهمن 1388
مطلب را به صد درجه بفرستید:
به نام
خدا
روشنفکر کسی است که مسائل را سطحی (یک جانبه)
نمی نگرد.
اساسا
این ضابطه بدضابطه ای است که ما برای روشنفکر و مرتجع ساخته ایم، به این
معنی که عقاید موجود را-به همان شکل خرافی که هست-کسانی که باور دارند
مرتجع اند و
آنها که باور ندارند و مطلقا می کوبند، روشنفکر.
در
حالیکه، ضابطه را باید این گرفت که عقاید موجود را در میان توده-آنها که
بهمان شکل منحط مسخ شده خرافیش می فهمند و باور- دارند مرتجع و ناآگاه و
عامی اند
و آنها که ریشه اصلی آن را می شناسند و تحولها و زیاده ها نقصان هائیکه در
طول
تاریخ در آن راه یافته و عوامل و علل مختلف سیاسی، سنتی، فرهنگی، اقتصادی و
طبقاتی
آنرا بررسی و تحلیل علمی و تاریخی و جامعه شناسی می کنند و دستهایی را که
در این
دگرگونیها و انحرافها در کار بوده اند و هستند پیدا می نمایند و صورت ذهنی
فعلی و
نقش عینی اجتماعی آن عقاید را ارزیابی می کنند و آنرا با حقیقت راستین و
نخستین
آن-که با تحقیق و پی گیری و موشکافی آگاهانه و صبور علمیو بیطرفانه کشف
کرده
اند-می سنجند روشنفکرند و آنگاه اگر این دریافت و شناخت درست خویش را
بکوشند تا به
جامعه گرفتار و فریب خورده و منحط خویش ابلاغ کنند و شکل ساخته شده ی مسخ
شده ی آن
عقاید را در-ذهن مردم عصر خود بشکنند و روح حقیقی آنرا آشکار سازند و در
این راه
که هدفش آگاهی مردم و احیای حقیقت است تلاش و مبارزه و هوشیاری و صبر و
دلاوری و
گستاخی و فداکاری و ایمان و اخلاص- که این همه باید تا به جایی برسد-نشان
دادند
آنگاه می توان گفت که روشنفکر مسئول اند وگرنه به این شکل که الان در جامعه
ما هست
روشنفکر همان اندازه بی اثر و بی نقش است که مرتجع ناآگاه چه هر دو یک
تصویر ذهنی
مشابهی از مذهب، خدا، اسلام، قرآن، حج، نیایش، توسل، توکل، معاد، آخرت،
شفاعت،
امامت، علی، حسین، فاطمه، انتظار، آخرالزمان و غیره دارند یعنی مثلا هم
مومن منحط
شفاعت را اینگونه می فهمد که : فردی که طبق حساب و کتاب خدا و قوانین و
مقرراتی که
اسلام برای نجات و پاداش در دنیا یا آخرت گذاشته، شایستگی و استحقاق نجات
ندارد
بلکه محکوم و مقصر است اما می تواند با متوسل شدن به یکی از شخصیتهای متنفذ
و مقرب
در دستگاه خدا-از طریق گریه و دعا و نذر و اطعام و زیارت و اظهار محبت و
ارادت به
یکی از عزیزان خدا نظر او را به خود جلب کند تا از خدا بخواهد که استثنائا
قانون
کلی را شامل این فرد مکن و حکم را درباره اش
اجرا مساز و حتی به او پاداش کاری را بده که نکرده است مثلا برای هر
که در
راه حق و برای اجرای فرمان خدا و نجات مردم و استقرار عدالت از همه چیزش
بگذرد و
جهاد کند و جانش را نیز ببخشد ثواب یک شهید تعیین شده است و از میان همه
شهیدان
بازبرای شهیدان بدر حق بیشتری معین شده ایت زیرا موجودیت و شرنوشت اسلام
مطرح بوده
است بنابراین طبق قانون برای کسب این جایزه باید جان داد و برای بدست آوردن
پاداش
ویژه شهیدان بدر ناچار باید یکی از آنها بود اما یک تبضره هم دارد که نشان
می دهد
که بدون زحمت جنگ و خطر شهادت و رسیدن به مقام فکری و آمادگی روحی این
انسان مجاهد
جانباز می توان با یک کلک خاصی به همان پاداش رسید و در صف همان شهیدان
قرار گرفت.
ادامه مطلب